ماجرای کفن دزد اول و دوم
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ اسفند ،۱۳۸٧ 

آورده اند که کفن دزدی در بستر مرگ افتاده بود،پسر خویش را فراخواند، پسر به نزد پدر رفت گفت ای پدر امرت چیست ؟ پدر گفت، پسرم من تمام عمر به کفن دزدی مشغول بودم و همواره نفرین خلقی بدنبالم بود. اکنون که در بستر مرگم و فرشته مرگ را نزدیک حس میکنم بار این نفرین بیش از پیش بردوشم سنگینی می کند. از تو می خواهم بعد از مرگم چنان کنی که خلایق مرا دعا کنند و از خدای یکتا مغفرت مرا خواهند.

‫پسر گفت ای پدر چنان کنم که میخواهی و از این پس مرد و زن را به دعایت مشغول سازم‫. پدر همان دم جان به جان آفرین تسلیم کرد.‫از فردا پسر شغل پدر پیشه کرد با این تفاوت که کفن از مردگان خلایق می دزدید و چوبی به ماتحت آن مردگان فرو مینمود وازآن پس خلایق میگفتند خدا کفن دزد اول را بیامرزد که فقط میدزدید وچنین بر مردگان ما روا نمیداشت!!!


کلمات کلیدی: اجتماعی
 
The Pursuit of Happiness
ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ اسفند ،۱۳۸٧ 

It has been some time that I've started thinking about Thomas Jefferson on the Declaration of Independence and the part about our right (American right) to life, liberty, and the pursuit of happiness. And I've been thinking how did he know to put the pursuit part in there? That maybe happiness is something that we can only pursue and maybe we can actually never have it. No matter what. How did he know that? so, I'm relieved now. because no matter what, I'm keeping pursuing it. 


کلمات کلیدی: زندگی